شيخ ذبيح الله محلاتى

152

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

فرمود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آهنگ سراى فاطمه نمود من در ملازمت او بودم چون بدر خانه رسيدم آن حضرت در خانه را باز كرد و گفت السلام عليكم ، فاطمه جواب سلام بازداد رسول خدا فرمود اجازه مىدهى داخل بشوم فاطمه عرض كرد داخل شويد كه با شما است بركت و رحمت حضرت فرمود با هركس كه با من است عرض كرد كيست با شما فرمود جابر عرض كرد جابر داخل نشود حضرت سبب سؤال نمود فاطمه گفت « 1 » براى من سرپوشى كه خود را بأن مستور دارم نيست حضرت فرمود زيادى ملحفهء خود را بر سر خود ببند پس فاطمه چنان كرد و رسول خدا با جابر داخل شد الخ ) بالجمله خوف و خشيت و زهد ، أن مستورهء كبرى فاطمه زهرا از عناوين گذشته و آية كالنور على شاهق الطور است شمس تابان احتياج بأن ندارد كه با انگشت بسوى او اشاره بشود و حقيقت زهد و خشيت و عبادت ، در نزد فاطمه زهرا است ( ع ) ذكر چند آيه كه در شأن فاطمه ( ع ) مؤولست اول در سورهء ( و الضحى ) مىفرمايد « وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى » در صافى و مجمع البيان و تفسير نهاوندى ذكر كرده‌اند « 2 » كه رسول خدا بر فاطمه وارد شد ديد آن مخدره عبائى كه از پشم شتر بود بر خود پيچيده و با دست مبارك دستاس مىگرداند و با دست ديگر فرزندش را در آغوش كشيده شير مىدهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن منظره حزن‌آور را كه بديد بگريست فرمود اى فاطمه تلخى زندگانى دنيا چند روزى بيش نيست بر آن صابر باش كه حلاوت آخرت در پيش است خداى تعالي بر من نازل فرموده اين آيهء مباركه را ( وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ) و ابن شهرآشوب در مناقب نيز اين روايت را نقل كرده و گفته كه فاطمه فرمود الحمد للّه على نعمائه و الشكر على آلائه سپس آيه نازل گرديد يعنى فرداى قيامت چندان

--> ( 1 ) ليس على قناع فقال يا فاطمه خذى فضل ما حفتك و قنعى بها راسك ففعلت . ( 2 ) دخل رسول اللّه على فاطمة و عليها كساء من ثلة الابل و هى تطحن بيدها و ترضع ولدها فدمعت عينا رسول اللّه لما ابصرها فقال يا بنتاه تعجلى مرارة الدنيا بحلاوة الآخرة فقد انزل اللّه على و لسوف الآية فقالت يا رسول الله الحمد لله على نعمائه و الشكر على آلائه .